بعد از مرخص شدن از بیمارستان
روز جمعه مرخص شدم فعلا شیر نداشتم تازه سرم بد جوری درد می کرد میگفتن عوارض عمل جراحی هست یک راست رفتم خونه مامی جون،خاله الناز داشت دلش ضعف می رفت.جوری عاشقت بود که مثل اینکه چند ساله می شناستت.خاله جون خیلی دوست داره از اونایی هست که من وتو خیلی دوست داره

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بعد از مرخص شدن از بیمارستان
