ایسلایسل، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

ناز بالام

اولین چهارشنبه سوری

سلام  عزیز دل مامان یک سال با تمام خوب و بد هاش گذشت،خدا رو شکر سال خوبی بود. چند وقتیه سرم خیلی شلوغه. مامان اینا اسباب کشی کردن خونه خودشون به سلامتی. من و تو هم رفتیم کمک اونجا .فقط یه کم هوا سرد بود بد جوری سرما خوردی،از اونجا که برگشتیم نصف شب دیدم تب کردی،خدا خیلی رحم کرد ،بابا زودی برد حموم و پاشویه کرد و تبت کمی پایین اومد ،فردا بردیم دکتر. به خاطر همین چهارشنبه سوری خونه بودیم.  
22 اسفند 1391

سومین مروارید ایسل

عزیزم امروز رفته بودیم خونه خاله رحیمه اینا اونجا یک دفعه دیدم گریه کردی رفتم دیدم دهانت پر خونه خیلی ترسیدم مامانی،بعد تمیز کردن دیدم مروارید سوم دیده شد اره این افتادن و به میز خوردن سبب شد دندونت بیاد بیرون آخه خیلی وقت بود لثه هات تورم داشت ولی از دندونت خبری نبود خدارو شکر ختم به خیر شد تازه درست بعد یک هفته دندون بعدی هم اومد بیرون حالا شدی موش موشی مامان
1 اسفند 1391

بوس کردن عروسک

مامانی این روزا یاد گرفتی عروسکات رو بوس کنی وقتی می گم به به رو بوس کن زودی عروسکات رو بوس می کنی راستی مامان این عروسک از بچه گی های من مونده حدودا بیست سال پیش ...
26 بهمن 1391

اولین ولنتاین ایسلم

عزیزم این روزا خوب چهار دست و پا میری از دیوارها و مبل ها می گیری و دور خونه می گردی از پله ها بالا میری برای چند لحظه دستتو ول می کنی و بدون تکیه گاه می ایستی عزیزم امروز بابایی برای من و تو چند تا کادو کوچولو خریده بود بابایی دستت درد نکنه ما هم خیلی دوستت داریم ...
25 بهمن 1391

اولین تولد بابایی بعد از امدن ایسل

سلام عزیزم این عکسو خونه دوست بابایی ازت گرفتم عمو عطا و عمو نوید بابا رو سورپرایز کرده بودن و براش یه تولد گرفته بودن خیلی خوش گذشت برای شام هم رفتیم بیرون بابایی تولدت مبارک تو بهترین بابای دنیایی خیلی دوست داریم ...
12 بهمن 1391

اولین یلدای ایسل

عزیزم برای یلدا عموها و عمه اینا خونه ما بودن خیلی شب خوبی بود انشالله عمرت مثل یلدا بلند و پر برکت باشه   ...
30 آذر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ناز بالام می باشد